نظر علي الطالقاني

172

كاشف الأسرار ( فارسى )

دوشنبه و چه روز دوشنبه . اين را گفت و اشكش ريزان شد . گفتند : يا بن عبّاس چه روز دوشنبه ؟ گفت بود رسول خدا در غمرات موت ، پس فرمود : بياوريد نزد من صحيفه و دواتى بنويسم از براى شما كتابى كه گمراه نشويد بعد از من هرگز . پس نزاع كردند نزد رسول خدا ( ص ) ، و جايز نبود در نزد او نزاع ، و گفت مردى از حاضران : اين مرد هذيان مىگويد . پس به غضب در آمد رسول خدا و امر كرد به بيرون كردن او و بيرون كردن رفيق او . پس آوردند نامه و دوات كه بنويسد ، فرمود : آيا بنويسم بعد از آنكه گفت گويندهء شما آنچه گفت ؟ پس فرمود : آنچه من در او هستم بهتر است از آنچه مىخوانيد مرا به سوى او . 160 مؤلّف گويد مقصود آن بزرگوار از اين سخن ظاهر است . يعنى پس از آنكه عمر نسبت به من داد آن را كه گفت و جمعى از منافقين تصديق او كردند و حال آنكه در حيات من و در حضور من كردند ، ديگر چه فائده دارد آنچه بنويسم ؟ در حيات و در حضور كه چنين گفتند و كردند پس بعد از گذشتن من چه خواهند گفت و با نامهء من چه خواهند كرد ؟ حديث نهم . روايت كرد سعيد بن جبير از ابن عبّاس كه گفت : روز پنجشنبه و چه روز پنجشنبه . پس گريست تا سنگريزه‌ها را تر نمود . گفتم به او يا بن عبّاس چيست روز پنجشنبه ؟ گفت شديد شد بيمارى رسول خدا ( ص ) ، پس فرمود : بياوريد از براى من دواتى و بياضى بنويسم از براى شما كتابى به جهت آنكه گمراه نشويد بعد از من هرگز . پس نزاع كردند با آنكه سزاوار نبود نزاع نزد رسول خدا ، و گفت مردى : چگونه است حالت او ، هذيان مىگويد ؟ بپرسيد از او تا معلوم شود . پرسيدند ، فرمود : واگذاريد مرا ، آنچه من در او هستم بهتر است . 161 مؤلّف گويد ان شاء اللّه اشاره خواهيم نمود كه باعث گريه و نالهء ابن عبّاس هر وقت كه ذكر اين قضيّهء هايله مىكرد چه بود . و ايضا بر اصرار او در نقل اين حكايت به اين شدّت ، چه در مقام خوف و چه در مقام امنيّت چه بود . حديث دهم . روايت كرد سعيد بن جبير ، گفت حالت ابن عبّاس اين بود ، هر وقت كه متذكّر شب پنجشنبه مىشد گريه مىكرد . گفتند يا بن عبّاس سبب گريهء تو چيست ؟ گفت رسول خدا ( ص ) فرمود : اى پسران عبد المطلّب ، بنشانيد مرا و تكيه دهيد مرا ، بنويسم از براى شما كتابى كه هرگز گمراه نشويد بعد از من . پس گفت بعضى از صحابه : او هذيان مىگويد . گفت سعيد كه ابن عبّاس ابا كرد نام آن مرد را بگويد . پس